به همه دوستان خوبم سلام: 
ببخشيد كه به خاطر كارهاي دانشگاهي و .... مدتي نتونستم به وبلاگم و به شماها سر بزنم .... اگه مشكل اينترنت من حل بشه زودتر آپ مي كنم ..... 
فعلا بريم سراغ جمع بندي كه قولش رو داده بودم .... البته با اجازه همه، نوشته هاي بعضي از دوستان ويرايش شده است ...
اول خودم: (البته با اجازه بزرگترها !!)
من هم معتقدم كار و حرفه ما يه كار متفاوته ... ديروز توي كتاب رفرنس ويلي و ونگ (رفرنس پرستاري كودكان) مي خوندم: " حرفه پرستاري بر خلاف بسياري از مشاغل ديگر، شايستگي عنوان «انسانيت» را دارد ..... " 
البته حرفاي دوستاي خوبم هم شاهد اين مدعاست:
*** هميشه يادمون باشه که طرف حساب ما صدا و سيما يا ... نيستن بلکه طرف حساب ما خداست ... چه بهت بگن "فرشته" چه بگن "نا فرشته" توي عملکردت نبايد تاثير بزاره ... چون هدفت از ادامه اين حرفه (کاري که از 70 سال عبادت بالاتره)، نزديکي به خداست. *** (پرستار ايراني)
((( خوب التبه منم به اين رشته عشق مي ورزم ..... و اگه دوستش نداشتم ادامه نمي دادم تا حالا بتونم به بقيه هم پرستاري صحيح رو آموزش بدم .... منم دارو و ليوان آب دادن به مريض رو اصلا بي ارزش نمي دونم و اتفاقا خيلي هم ارزش والاي اونو درك مي كنم و حتي نيمه شب سر زدن به بيمارانم رو وظيفه خودم مي دونم ... )))
ولي خوب به گفته دوست ديگرمان:
*** هر چند صدا و سيما را به عنوان تبلور افکار عمومي نمي توان قبول کرد، ولي شکل دهنده افکار عمومي كه هست ... يعني برنامه ها زائيده افکار عمومي نيست ... بلکه برنامه ها فرهنگ سازي مي کنند و افکار عمومي را شکل مي دهند .... از مد لباس گرفته تا آداب معاشرت و دخل و خرج خانواده ها و ......
صدا و سيما تصوير واضحي از پرستار کارشناس (و البته بالاتر .م.) ندارد و برداشت گردانندگان آن از پرستار، در حد کلفت و خدمتکار شخصي است که خانواده هاي مرفه براي تر و خشک کردن بچه ها و سالمندان و بيمارانشان استخدام مي کنند در نتيجه، توانائي هاي حرفه اي و علمي پرستار را نمي توانند درک و منعکس کنند!!!!!! 
فيلم پرستار هرگز مايه فخر و مباهات پرستاران نبوده و نيست .... بلكه برداشت ذهني و تخيلي از پرستار را دور از واقعيت صنفي آن به تصوير مي کشد *** (عابديني)
و انصافا اين حرف هم درسته :
*** مشکل فقط صدا و سيما نيست که اين جور فيلما رو مي ذاره ... بيشترش به خودمون بر مي گرده ... مي گيد فرهنگ سازي. ولي من يه سئوال دارم...ما چند نفر پرستار داريم تو اين کشور.... چند نفر پرستار رو سراغ داريد که از خوبي هاي شغلشون يگن ... چند تا مي شناسيد که رفتار علمي و منطقي با بيمار داشته باشن ؟؟
ما خودمونيم که کار رو خراب مي کنيم ... حالا شما با اين وضع اصف بار هي بيا و از بدي صدا و سيما بگو ... مگه الان که صدا و سيما داره فيلم هاي نا جور در مورد پرستاري مي سازه ... ما پرستارا چيزي مي گيم و اعتراضي مي کنيم ... باور کنين 90 درصد فرهنگ سازي به خودمون بر مي گرده .... بايد از خود شروع کرد ....*** (بهزاد)
حالا حرف من اينه :
«ايها الناس (يا ايها الپرستاران!!!) :
بعضي وقتها وقتي كه توي بيمارستان با مواردي از برخورد و توهين بيماران روبرو مي شيم، هميشه بزرگترها به ما توصيه مي كنند: ((مريضه ... همراه بيماره .. شهرستانيه .. ناراحته .... بدحاله .... گناه داره ... دست خودش نيست .. تو كوتاه بيا و سر به سرش نذار ... به خاطر خدا ازش بگذر .....)) و ما هم مي گذريم ..... به همين راحتي ... !!! ولي ايناي ديگه ( به خصوص صدا و سيما ) به نظر كه سالم مي يان (البته من از درونشون خبر ندارم ... !! شايد "في قلوبهم مرض" ...!!! )
من بر خلاف نوشته دوست خوبم "يزدان نيك"، معتقدم نبايد بذاريم كسي حق ما رو بخوره و به ما توهين كنه ... چه بازيگري در حد سريالهاي تلويزيوني مثل نرگس و باغ مظفر و ... باشه، چه كارگردان (بازم مثل همون سريالها ... واقعا از مهران مديري انتظار نداشتيم .. !!!) و يا حتي پزشك باشه.
حالا براي رسيدن به اين هدف بايد چكار كنيم؟؟ راه حل چيه ؟؟؟؟
نظرات شما:
*** رفع مشکلات و معضلات پرستاري در وحله اول مستلزم بيان اين مشکلات توسط آنان و در مرحله بعدي پي گيري و نتيجه خواهي توسط اصناف حرفه اي همچون نظام پرستاري و ... مي باشد** (مدهني)
*** قبول دارم يکسري کارها و فعاليتهاي صنفي بايد باشه تا احقاق حق بشه و شناخت در مورد پرستاري ايجاد بشه ... اين هم راه حل خودشو داره که تو اصناف حرفه ايمون فعال باشيم.*** (پرستار ايراني)
*** چگونگي تغيير آن نياز به تلاش، پشتکار ، پي گيري و در نهايت زمان دارد و كمك صدا و سيما كه در اين رابطه مي بايست فرهنگ سازي شود *** (خانه پرستار)***
*** جامعه پرستاري نياز به تزريق اعتماد و احترام به نفس دارد. خودباختگي و تحقير خود بزرگترين افت آن است ... امروز به تکريم خود و و باليدن به خود براي خدمات انساني که بدون چشمداشت به جامعه ارزاني مي داريم بيش از هر زماني نياز داريم. *** (يزدان نيك)
و البته:
*** نامه به شوراي سياستگذاري صدا و سيما ... *** (ژيانپور)
خوب: حالا با توجه به نظرات همه شما، ميشه برداشت كرد كه بايد از حق خودمون دفاع كنيم ...
بياييد هر كسي توي شهر خودش و از طريق سازمان نظام پرستاري اون شهر، درخواست كنه تا نامه اي به نظام پرستاري كل، دفتر رياست جمهوري، مجلس ، شوراي سياستگذاري صدا و سيما و هر جاي ديگه اي كه فكر مي كنيد مفيد باشه نوشته بشه و در حقيقت اعتراض پرستاران به اين چنين وقايعي به گوش همه برسه ...
همه شما موافقيد كه ما بايد بلندگويي براي اعلام اعتراضها و نيازهاي خودمون داشته باشيم ... صداي من يا صداي شما به تنهايي موثر نيست ... ولي وقتي همه متحد بشيم خيلي كارها مي تونيم بكنيم ....
من صحبت با نظام پرستاري مشهد رو به عهده مي گيرم .... شما هم همين كار رو توي شهر خودتون بكنيد و لطفا نتيجه رو هم به بقيه اعلام كنيد ..... از طريق وبلاگتون به همه اطلاع رساني كنيد .... و در نهايت با تماسهاي فردي و گروهي با صدا و سيما و ...... بهشون نشون بديد كه بايد به غرور حرفه اي ما احترام بذارن ...... البته اين احترام رو بايد از خودمون هم شروع بكنيم ... مگه نه ؟؟؟
منتظرتون هستم. .. و البته گزارش نتيجه كارهاتون ...........
و در نهايت اينم به عنوان حسن ختام:
*** همانگونه که از نامم نيز پيداست، رهگذري بيش نيستم ولي مطلب جالبي را عنوان کرده ايد که خواستم در اين بحث شرکت کنم ولي در ابتدا ميبايست از زحمات شبانه روزي شما خواهران و برادران گرامي تشکر کنم چرا که خود از نزديک شاهد رفتار هاي محبت آميز شما عزيزان بوده و خاطرات شش سال پيش را با خوددارم.
پدر من که اکنون چهار سال از فوت ايشان مي گذرد، بعلت بيماري کليه و از کارافتادن هر دو کليه او، به مدت پنج سال و در هر هفته در سه نوبت دياليز مي شد و باز بخاطر دارم روزهايي را که ايشان (پدرم) بعلت مشکل قلبي بار ديگر بستري شد و من که به مدت 25 روز همراه او بودم (شبانه روزي) شاهد محبت هاي شما عزيزان بودم که همانند دختري در مواظبت از او رفتار مي نموديد که صد البته برادراني نيز در آنجا حضور داشتند.
نرگس جان، با اشتباه برخي افراد کم تجربه، خود را در اشتباه مياندازيد که شما عزيزان از بالاترين مقام ها را دارا هستيد که پس از آن اجري نيز در پيش خداوند داريد که با هيچ اجري قابل قياس نيست
سعي کنيد راه درست را شما به ديگران بياموزيد نه اينکه خود را خداي ناکرده حقير پنداريد!!
به اميد موفقيت روز افزون براي تمامي انسانهايي که آنان را با نام پرستار و پزشک ميشناسيم*** (رحيم)
من منتظرم ها !!!!
|